قصه

-

سایت اس ام اس AmirFB میلیون ها اس ام اس ، پیامک ، مسیج ، پیام

اگر با موبایل وارد شدید گوشی خود را افقی بگیرید

موتور جستجوگر مخصوص اس ام اس


کلمه مورد علاقه خود را در کادر بالا سرچ کنید ، سپس بگرد را کلیک نمایید
964

قصه های شب – بی پولی ، ۱۶ام اسفند ۱۳۹۲

از وقتی درسم تمام شده بود شروع شد

شب بود دستم زیر سرم دراز کشیده بودم همه جا تاریک صدای جیر جیرک و یه نسیم خنک از پنجره میومد تو اتاق یه دوری میزد و میرفت

از لایه پنجره ستاره ها به راحتی معلوم بودن بهم چشمک میزدن

همینطوری که نگاهم به ستاره ها بود فکرایی میومد تو سرم

خدایا من ۱۸ سالمه آیندم چی میشه سربازی کار شغل آیندم چطور ازدواج کنم با این بیکاری تو همین فکرای خیالی نفهمیدم که چی شد و خوابم برد.

وای از اون روزی که یک انسان بخواد کاری انجام بده زمین به لرزه در میاد از تصمیم یک انسان تمام عناصر  هستی دست به دست هم میدن تا اون انسان به هدف خودش برسه

تصمیم گرفتم آینده ای برای خودم بسازم پا شدم رفتم تو خیابون پیش دوستام آشنا دشمنا هرکی که فکرشو بکنید و سراغ کار گشتم.

روز اول هیچ جا کار گیرم نیومد

روز دوم تو یه روزنامه فروشی کار گیر اوردم صاحاب کارم میگفت باید کل این مطقه رو روزنامه پخش کنی محله بزرگ بود جوری که ۱ روز به سختی میشد کل محل رو روزنامه داد

یک ماه کار کردم با شوق ذوغ خداییش صاحاب کارمم راضی بود

خیلی خسته بودم چون کار سنگینی بود با حقوق کم تصمیم گرفتم که چجوری میتونم کل محل رو ۸ ساعت کار میبرد روزنامه پخش کنم زمانشو کم کنم بشه مثلا ۱ ساعت

وای از روزی که انسان تفکر کند به هدفی که زمین و زمان دست به دست هم میده تا به هذفت برسی

حقوقم و که گرفتم با صاحاب کارم گفتم من میخوام کل شهر رو روزنامه پخش کنم

خندید گفت برو سرکارت پسر داستان تعریف نکن تو همین محلم به زور روزنامه میدی چه برسه کل محل رو پخش کنی

گفتم بهم اعتماد کن ۱ روز من و امتحان کن گفت باشه هفته دیگه برات ۲ تا محله میگیرم ببینم میتونی یا نه گفتم باشه

تمام پسرایی که تو کار پخش بودن جمع کردم ۷ نفر بودن بهشون درباره فکرم گفتم خندیدن و گفتن نمیشه ما کارمون از دست میدیم

گفتم فردا قراره من ۲ تا محل رو روزنامه بدم شما ۷ نفر هم بیایید گفتن نمیشه حقوق یک ماه رو دادم بهشون گفتم یه روز فقط قبول کردن

روزنامه هارو تحویل گرفتم واسه دوتا محل کار ۱۶ ساعته تو ۱ساعت انجام شد

وقتی صاحاب کارم دیدن این کارو گفت فردا میتونی ۲۰ محله رو روزنامه پخش کنی ؟ گفتم چرا فردااااااا همین الان بده تحویل گرفتم داداش و پدر و مادرم هم گفتم بیان کمکم چندتا از دوستامم اومدن

من تو یک روز ۲۰ محله رو روزنامه پخش کردم صاحاب کارم ۲۰ برابر به من حقوق داد و من پخش کردم بین ۷ تا از اون پسرا و خانواده دوستام و ما همون روز تونستیم کل ۲۰ محله رو روزنامه پخش کنیم

استفاء دادم و رفتم دفتر روزنامه فروش گفتم من میخوام کل شهر رو پخش کنم

دفتر روزنامه فروشی کار من و دیده بود به من اعتماد کرد من تونستم زمان پخش رو از ۸ ساعت به ۴ ساعت تعقییر بدم و برا ۴۰۰نفر شغل درست کنم

وقتی تونسم برای خودم کلی درامد کسب کنم فقط ۲۰ سال داشتم تصمیم گرفتم با ۲۰ نفر تولید کبریت راه بندازم و را انداختم و تونستم صادرات هم بکنم بعد ۵ سال

انقدر پول دستم بود که بتونم یه کارخونه تولید لوازم برقی راه بندازم با وام و پس انداز ۷ سالم

من تونستم تو ۳۰ سالگی ۷ کارخونه تولید خودرو و لوازم برقی راه و …. راه بندازم با ۳۵۰ مدل تولید مختلف

و در ۴۰ سالگی ثروتمند ترین مرد قاره آسیا شدم با ۲۰۰ کارخونه در سراسر دنیا

من کیم و چونگ رئیس شرکت دوو هستم

کیم ووچونگ یا کیم وو جونگ(به کره‌ای: 김우중) (زاده ۱۹ دسامبر ۱۹۳۶) رییس سابق هیئت مدیره و موسس گروه سابق دوو درشهر تااگو کره به دنیا آمد، کیم در دوران کودکی، زمانی که یک پسربچه بود، به فروش روزنامه می‌پرداخت

 

تصمیم بگیر انجام بده و بگو که میتوانی

 

قصه